Search Engine Optimization

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
پنجشنبه 17 مرداد ماه سال 1387
روزه خبرنگار!

من یه مدته دوربین ندارم,الان تقریبا 10 روزه که توی خبرگزاری ایسنا بهم دوربین قرضی دادن و بیشتر دارم اونجا می رم. تجربه جالبیه,سرو کار داشتن با چیزی به اسم خبر و همنشینی با خبرنگار اونم از نوع دانشجو!دنیای جالبی دارن خبرنگارا,آدمایی که باید ذهن تحلیلگر داشته باشن و از یک طرف خصوصیات خاص! البته اینجا بیشتر به مسائل بومی رسیدگی می شه و مثل خیلی چیزای دیگه تحلیل اتفاقات کشور تو تهران مرکزیت داره اما از طرفی همیشه توجه ویژه به خراسان به خاطر دلایلی که تقریبا واضحه, بوده و هست و اخبار خبرنگار این ناحیه پیگیری شده,تقریبا به همین دلیلم هست که روزنامه های قدس و خراسان با اینکه دفتر های مرکزی تو مشهد دارن,در کل کشور پخش می شن و متقابلا بین یک روزنامه محلی یا کشوری بودن سردرگم موندن!

بهانه ی این حرفا فرداست که روزه خبرنگاره و جالب بودن برخورد با این قشر و دیدن خصوصیاتشون و در عین حال خط قرمز ها حتی تو برخی مسائل بومی.


شنبه 12 مرداد ماه سال 1387
ابومسلم!

ابومسلم که ترکونده! فصل شروع نشده ۴ تا مربی عوض کرده!

      


شنبه 12 مرداد ماه سال 1387
الان چه شبیست!

شبه سنگینیه! خودمم نمی دونم معنیش یعنی چی! ولی یه سکوته خاصیه! یه گربه داد و بیداد می کرد که آدمو یاده هری پاتر می نداخت اونم ساکت شده! الانم فقط صدای فنای تو  کیس میاد که زوزه می کشه! هر از گاهیم صدای تلق تلوقه کیبورد که چت می کنم یا اینجا می نویسم!


پنجشنبه 10 مرداد ماه سال 1387
حاصل یک امشب چه شبیست!

یهو جو گرفتم قالب و اینطوری تغییر دادم!


سه شنبه 8 مرداد ماه سال 1387
امشب چه شبیست؟
چند شبه بی خوابی به سرم می زنه از اونورم صبح ساعت 7 یا 8 پا می شم! تو اون فاصله که خوابم نمی بره نمی تونم بشینم یک کاری انجام بدم,هواسم جمع نیست هی مثل جغد می شینم یجا کلمو اینور اونور می کنم یا با تلویزیون ور می رم! یا چند وقت پیش یه فیلم حیات وحش BBC گیرم اومده می شینم با موس تند تند رد می کنم هیم فکم میفته, علاقه ی وافری به حیات وحشی پیدا کردم!......... البته کلا خوبی که داره وقتی تا 3 بیدار می مونی دیگه وقت دانلوده!
پ.ن: تیترش درسته تلمیح به شب و مراد و اینا داره ولی منظور اینه ببینیم امشب چطور می گذره!

دوشنبه 7 مرداد ماه سال 1387
بازیه سوخته!

بنده خدا ال-وای کلی وقت پیش منو دعوت به بازی کرده بود که فک کنم پشیمون شد از دعوت کردنم.باید یه چیزی حالت دست نوشته می ذاشتیم! منم اینو الان با کلی هنر نور پردازی با چراغ قوه و k510 و فتوشاپ و نیت ایمیج و... تو ظلمات 2 شب گرفتم!

                              

پ.ن: اینو یه چند سالیه رو درو دیوار و .... می کشم! حکم امضارو داره یه چیزی شبیه z زرو!


یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387
آقای شوالیه!

رفتم کنسرته شهرام ناظری تو قزوین! دیدن شهرام ناظری بعد از جایزه لژیون دونور و اونهمه افتخاره پارسال جذابیت دیگه داشت, جالب اجراش بود! شهرام ناظری به نظر اون سد اجرای خشک سنتی و شکسته بود و تو گروه تنها از صداش به عنوان یک ساز استفاده نمی کرد,حتی از نشستنم خبری نبود و کل کنسرت ایستاده اجرا می کرد و با حرکات دستش و ضرب گرفتن با انگشتاش با اعضای گروهش ارتباط برقرار می کرد. حتی بعضی وقتا خندهایی بین نوازنده ها و شهرام ناظری ردو بدل می شد که بیشتر شبیه یک نوع تشویق بود, تو جاهایی ام سعی می کرد شور رو بین تماشاچیاام با حرکاتش ایجاد بکنه. تمامه این اتفاقات با حفظ اون سنگینی خوده کنسرت سنتی انجام می شد, این بود که تمایز ایجاد کرده بود.همیشه یک رقابتی بین ناظری و شجریان به عنوان دو قطب موسیقی سنتی وجود داره اما به نظر شهرام ناظری امروز بین قشری که فقط قرار نیست موسیقی اینارو گوش بدن و قراره به عنوان یک نماینده یا امانت دار به این دو نفر نگاه کنن محبوب تره,حتی این محبوبیت اینجاام به چشم میاد که وقتی ناظری جایزه شوالیرو می بره با اون حجم تبلیغات مواجه می شه اما گرفتن جایزه موتزارت از طرف یونسکو برای شجریان لااقل به اون حد صدا نمی کنه! دلیلشم معلومه بقول شهرام ناظری یک دورانی برای خلق آثار از بیرون تاثیر می گرفتن(مثلا انقلاب,جنگ ...) ولی امروز دیگه اونطوری نیست و آثارشون نتیجه اونچیزیه که از درونشون بیرون میاد! تو این شرایطم ناظری مثل شجریان به انزوا نرفته با اینکه حالا اون وظیفه ی هماهنگ شدن با مردم و در قالب آثارش دیگه رو دوشش احساس نمی کنه با این حال بازم از طرف مردم مورد قبول واقع می شه با اینکه به نظر می رسه شجریان دچاره یک نوع غروره! حالا یکی از جذابیتا اینه که ببینیم تضادهای بین این 2 نفر توی پسراشون چطوری نمود پیدا می کنه!

                  

پ.ن:خسروشکیبایی خانه سبز وقتی با موهاش بازی می کرد,یا اتوبوس شب وقتی می کفت "ببین بچه", چه کیفی با تن صداش می کردیم.


تعداد بازدیدکنندگان : 30209


عنوان آخرین یادداشت ها