Search Engine Optimization

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385
Elecit

داستان از آن قرار بود که علمای اهل مکتب عنایت فرموده,به اصرار چندی از دوستان,مجوز بازدید از شهر الکترونیک با دو اوتل(از یادگاریهای هیتلر)دو دستی تقدیم فرمودند!علما خویشتن را آزردند و آن قسمت از داستان که نعره ی تحیر بر می انگیزد را خلق کردند!که آن, دو یادگاره هیتلر بود که تمام نکات ایمنی و امنیتی رعایت می شد تا مبادا دو اوتل فاصله ای کمتر از ۱۰ متر پیدا کنند که خدای نکرده صبح دولت کسی ندمد و قندی در دل نیمی آب نشود و نیمی دیگر از پس این گناه(فاصله ی کمتر از ۱۰)طلب آمرزش به درگاه حق نیآورند!.....داستان را این چنین خلاصه می کنم که در کمتر از یک ساعت و ۱۷ دقیقه تمام کوچه پس کوچه های شهر الکترونیک رویت شده و آنقدر وقت اهمیت پیدا می کرد که مبادا این قافله وقتی اضافی پیدا کنند!

ممنون از جمیع علما که کمک کردند تا تمام امیال حیوانی خویش را کنترل کنیم!به هر حال ۱۰ متر فاصله مناسبی بود!....................به ما که توهین نشد!

این را نیز در ادامه آن نوشتیم که اگر فردا این شهرآشوب را ورق زدیم بدانیم در مکتب چه بر سره ما گذشت!دوشب قبل از آنکه امتحان ادبیات داشته باشیم!!!


سه شنبه 26 دی ماه سال 1385
رولاغ!

آخ جون دوعوا( درست نوشتم!)...........آره دیگه ملت حق دارن!بهتر از اینه که بشینن باغ مظفر ببینن!(بعضی قسمتاش اگه ۴۵ دقیقه پیام بازرگانی پخش کنه سنگین تره!) ولی دیگه دندون اسب پیشکشی و نمی شمارن!وسط دعوای خانوادگی ملت, تا کمر از پنجره اومده بیرون!!که ببینه آخرش چند چند میشه!بعد هنوز دعوا تموم نشده!با اونیکی بحث می کنه که حق به حق دار رسیده یا نه!!!!جماعت عشق تجزیه تحلیلن!!چی بهتر از یک موضوع پخش زنده!

منم که انگار نه انگار امتحان داشتم و فصل امتحاناست!(تو خیابون چی کار می کردم؟؟)فقط فهمیدم دعوا سره لحاف ملانصرالدین بود! و کلی زن یک زنرو گرفتن!و کلی مرد یک مرده!زنه می خواست مردرو تیکه پاره کنه و مرده ام که حتما می دونست نباید دست رو زن جماعت بلند کرد!فقط فش می داد!!

دعوای خونوادگی وسط خیابون!؟..........جماعت رولاغ!(روباه الاغ!)


یکشنبه 24 دی ماه سال 1385
هرچیزی قانون داره!

طبیعت قانون داره!......مملکت قانون داره(شاید!).....انیشتنم قانون داره!......... آقا اصلا ملوسم قانون داره!(قضیه حمار!)

امتحانم قانون داره!گند نزنی که امتحان نمی شه!


دوشنبه 18 دی ماه سال 1385
رستم هرگز از شاهنامه نرفت.

 آقا تختی یکی بود!هیچ کیم جاش نمیاد!خیلیا دوست دارن ح.ر رو بزرگ بکنن و بگن جهان پهلوان!ولی آخه توام شدی جهان پهلوان؟!به زور بازو که نیست!ما که ندیدیم ولی شنیدیم!پس یادت بخیر آقا تختی..........تا N سال کدوم ورزشکاریه که بعد از زمین زدن حریف چشاش تر بشه و بگه:"مادرش اونجا روی سکو نشسته بود,من دلش رو شکستم!" کی دیگه از این چیزا ممکنه اتفاق بیفته؟؟کی دیگه یک آقا تختی میاد که همه دوسش داشته باشن؟؟هنوز که هنوزه عکسشو به درودیوار بزنن!حتی حالا که شده ۳۹ سال! آقا تختی پوریای ولی نبود! هیچکس نبود! اون خودش بود!همین حالا هم افسانه شده!فقط چند سال پس از مرگ!پهلوان تمام دورانها..........

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند!


شنبه 16 دی ماه سال 1385
در احوالات تعجب!

بی خود نیست آخر کلی از جمله ها علامت تعجب می زارم!لامسب واسه خودش دنیاییه!از این دم بریده هرچی بگی بر میاد!

تعجب, تاکید, تحسین, تحقیر, تنفر, ترحم, استهزا, امرونهی, تهدید,حسرت, آرزو, دردوالم, دعا, تنبیه, تاسف ,شک و تردید...........!

دست مریزاد!


چهارشنبه 13 دی ماه سال 1385
سرم داره خلوت می شه!!!
کچلی!کچلی!!!........دارم کچل می شم از دسته پروژهااااااااا!!!!

شنبه 9 دی ماه سال 1385
Breaking News

 دو جا از صدام خوشم اومد!(فقط ۲ جا!)

   ۱)وقتی با اون قیافه نشست تو دادگاه!هنوز ابهت داشت!

   ۲)وقتی با همون قیافه حلقه دار دور گردنش بود!کوچکترین تغییری نکرد!

 بهترین راه مبارزه!.....یک دیکتاتور واقعی!هیچ وقت نمی زاره کسی خاریشو ببینه!..................صدام بازنده ی این محاکمه نبود!

(بابا من که از صدام دفاع نکردم!فقط گفتم این دو جا واکنشش جالب بود!چون می دونست حتی راه رفتنش زیره ذره بینه!)


1 2 >>
تعداد بازدیدکنندگان : 32206


عنوان آخرین یادداشت ها